تنبلی در کودکان

چگونه تنبلی را از کودک بگیریم؟

برای حل مشکل تنبلی و اصلاح این رفتار در کودک، توجه به نکات کاربردی زیر می‌تواند سودمند باشد:

با احترام انجام کاری را از کودک خود بخواهید. درخواست مؤدبانه را همه قبول می‌کنند و در مقابل، برخورد تند باعث لجبازی کودکان می‌شود.

برکارهای کودک نظارت کنید. کاری را که از کودکتان خواسته‌اید، به قدری دنبال کنید تا آن را انجام دهد. عدم نظارت والدین باعث تنبلی و کوتاهی کودک در انجام وظایفش می‌گردد. همچنین باید آن را تا آخر پیگیری کنید تا انجام دهد و گرنه اگر وسط کار او را به حال خود رها کنید و او دستور شما را انجام ندهد، سهل انگاری را خواهد آموخت.

انتظارات خود را از کودک تنظیم کنید. انتظار شما از کودکتان باید براساس توانمندی و سن کودک باشد نه بیشتر. اگر تکلیفی بیشتر از توان کودک از او انتظار داشته باشید، به احتمال زیاد نخواهد توانست آن را انجام دهد؛ در نتیجه به دنبال راهی برای فرار می‌گردد و یکی از دم‌دستی‌ترین راه‌ها، دروغ گفتن است.

طوری شرایط را تنظیم کنید تا کودک از کارش لذت ببرد. کاری که باعث رنج و عذاب باشد، کسی علاقه به انجام آن دارد و کودکان هم از این قانون با شدت بیشتری پیروی می‌کنند.

کودک را "پادو" قرار ندهید. دقت کنید که به کودک زیاد دستور ندهید. بطوری که نقش او به یک "پادو" مبدل شود و شما را یک فرد منطقی و منصف نداند.

کمک به دیگران را از همان خردسالی یادش بدهید. خردسالان علاقه به کمک به والدین را دارند. والدین می‌توانند از این علاقه و استعداد به نحو مطلوب بهره برداری کنند. از ابتدای خردسالی به کودک وظایفی در حد توان او محول کنید. مثلا یک خردسال می‌تواند لباس، اسباب بازی، قند و چیزهای دیگر را از زمین جمع‌آوری کند.

برای دستور دادن از جملات ساده و قابل فهم کودک استفاده کنید. همچنین با یادآوری، از فراموش نکردن آن کار از سوی کودک اطمینان حاصل کنید.

هرگز در برخورد با اهمال کاری کودک عصبانی نشوید. عصبانی شدن نشان دهنده شکست شماست و در اینصورت کودک خود را ملزم به انجام دستورات نمی‌بیند. کافی است با حالتی جدی و مصمم آن را یادآوری کنید و نیازی به عصبانیت یا سرکوفت نمی‌باشد.

هنگامی که کودک شما در برخی از امور خوب عمل می‌کند، از کارش تعریف کنید تا در بقیه زمینه‌ها نیز بهبود یابد.

در صورتی که راهکارهای دیگر کارساز نبود، محرومیت کودک از برخی امتیازات؛ مثل بازی کردن، پول توجیبی و اسباب بازی، می‌تواند به اصلاح رفتار تنبلی کودک، کمک کند.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

ترس کودکان در خواب

چطور می توان از وحشت های شبانه جلوگیری کرد؟

بهتر است اتاق کودک را برای جلوگیری از آسیب احتمالی ایمن کنید. تمام عواملی که اختلال خواب را ایجاد می کنند از بین ببرید. یک برنامه منظم خواب و بیداری برای کودک قرار دهید. مراقبت و پیگیری مکرر خانواده و حمایت و جلب اطمینان کودک به کاهش نگرانی های آن ها کمک می کند.

برای پیشگیری بهتر است سطح تحمل روزانه فرزندتان را درک کنید و وقت او را با برنامه های پرمشغله و فشرده پر نکنید. به الگوهای خواب فرزندتان توجه کنید و روالی برای برنامه خواب او در نظر بگیرید. اگر کودک یک روز پرمشغله داشته باشد، والدین باید یک چرت یا خواب نیمروزی در طول روز برای او در نظر بگیرند یا کودک را کمی زودتر از شب های قبل به تختخوابش بفرستند. سعی کنید کودک را قبل از خواب به حمام بفرستید تا بدنش به آرامش برسد و از انگیزه ها و افکار وحشت آور خلاصی یابد. امکان یک ساعت خواب راحت و با آرامش را برای او فراهم کنید. پخش موزیک ملایم، آوردن یک عروسک دلخواه یا انجام تفریح مورد علاقه او می تواند به خواب آرام او کمک کند.

با توجه به این که کودک تان وحشت شبانه را روز بعد به یاد نخواهد آورد، در مورد آن با او بحث نکنید. با خواهر یا برادر او نیز صحبت کنید که در مورد این حادثه با او بحث نکنند و این موضوع را در ذهن او بزرگ جلوه ندهند. خودتان هم نگران نشوید؛ دیدن وحشت های شبانه، اضطراب آور است اما معمولا از لحاظ جسمی و عاطفی مشکلی برای کودک تان پیش نمی آید. ممکن است کودکی همراه وحشت شبانه، خوابگردی نیز داشته باشد این مسئله دلیل یک مشکل حاد و جدی نیست اما می تواند خطرناک باشد. این حالت هنگامی اتفاق می افتد که کودک به خواب عمیق فرو رفته است. بنابراین حتی اگر کودک تان شما را بیدار هم بکند، نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید. نگرانی اصلی، سلامت و امنیت کودک شماست. مطمئن باشید که پنجره ها و درهای خروجی را بسته اید و آن ها را قفل کرده اید.

اگر کابوس شبانه به طورمکرر پیش می آید، بهتر است برنامه دلپذیری را برای هنگام خواب کودک فراهم کنید.

شاید موقعی که می خواهید بغلش کنید، شما را پس بزند. او نمی داند که شما آنجا هستید. صبح هم از او چیزی نپرسید، چون جوابی ندارد و فقط نگران می شود. در چنین مواردی ، کودک را پانزده دقیقه قبل از آن که معمولاً وحشت شبانه اتفاق می افتد، بیدار کنید. با دیدن اولین نشانه افزایش حرکات او هم ، بیدارش کنید و مطمئن باشیدکه این عارضه در ظرف سه – چهار شب از بین می رود.

مسئله ای که در مورد خواب و رویا در کودکی می توان گفت، این است که در وهله اول خیلی از والدین خواب و رویا را با یکدیگر اشتباه می گیرند و به همین دلیل چندان حرف های کودک شان را جدی نمی گیرند یا با او برخورد می کنند؛ در حالی که باید ابتدا این ۲ مقوله را خوب بشناسیم تا بتوانیم به دنیای فانتزی کودکان راحت تر قدم بگذاریم.

همه ما در کودکی خیال و آرزوهایی داشتیم که در بزرگسالی برای مان به خاطره تبدیل شدند. بنابراین نباید قصه خواب کودکان مان را مسخره کنیم یا آنها را از تعریف کردن خوابی که دیده اند منع کنیم اما گاهی کودکان آنقدر در دنیای خیالی خود فرو می روند که بیرون آوردن شان کار آسانی نیست.

در این شرایط حتما کودک را نزد یک روانشناس کودک ببرید تا با او صحبت کند اما هرگز به هر بهانه ای اسم روی کودک تان نگذارید و تخیلاتش را سرکوب نکنید چون برخی از محققان بر این باورند که خیالپردازی می تواند زمینه ساز خلاقیت و موفقیت کودک در بزرگسالی شود چون این تخیلات باعث تجزیه و تحلیل مغزی بیشتری در کودک می شود اما اگر می خواهید کودک تان از کابوس های شبانه رهایی یابد، بهتر است قبل از خواب او را از تماشای کارتون های خشونت بار منع کنید یا به هیچ وجه اسباب بازی هایی که عجیب و غریب هستند برایش نخرید و به جای آن با اختصاص وقت بیشتر برای کودک با او بازی کنید و حتی نمایش هایی را که دوست دارد با یکدیگر در خانه اجرا کنید تا هم احساس امنیت بیشتری پیدا کند و هم در خواب آسوده تر باشد.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند.

برای درمان تنبلی چشم کودکم چه کنم؟

چشمان برخی کودکان، با آنکه سالم به نظر می‌رسند، اما از سلامتی و دید کافی برخوردار نیستند. در حقیقت تنبلی چشم زمانی رخ می‌دهد که چشم در دوره کودکی دید طبیعی پیدا نکند. این اختلال معمولا در یک چشم دیده می شود.

درمان تنبلي‌ چشم
درمان تنبلي‌ چشم به سه عامل بستگي دارد: 1. سني که در آن تنبلي‌ چشم به وجود آمده است؛ 2. مدت‌زماني که از ايجاد تنبلي‌ چشم گذشته است و 3. سني که در آن درمان آغاز شده است.

به طور کلي، آگاهي والدين و همکاري آنها کليد موفقيت در درمان است. درمان تنبلي‌ چشم نيازمند همکاري تنگاتنگ والدين با متخصصان (بينايي‌سنج و چشم‌پزشک) است.

والدين بايد بدانند که دوران کودکي تنها زمان دستيابي به درمان کامل است و در صورت از دست دادن آن، اين فرصت براي هميشه از دست رفته است. همچنين والدين بايد صبور باشند و انتظار بهبودي سريع را نداشته باشند.

عوارض تنبلي‌ چشم:
1. نابينايي يا کاهش بينايي دائمي که اکثراً، يک‌طرفه است.

2. از بين رفتن ديد عمقي؛ بدين معنا که افراد مبتلا به تنبلي‌ چشم، قدرت تشخيص عمق اجسام و اشياء را ندارند، لذا از عهدة انجام بسياري از مشاغل برنمي‌آيند، مثلاً اين افراد نمي‌توانند خلبان شوند يا حرفه‌هايي را انتخاب کنند که نياز به دقت زياد داشته باشد، حتي در انجام پاره‌اي امور مانند رانندگي نيز دچار مشکل مي‌شوند.

3. کاهش قدرت تمرکز و قدرت تفکيک: در کودکاني که دچار تنبلي‌ چشم هستند، مردمک چشم به‌سختي بر روي يک نقطه متمرکز مي‌شود و تشخيص يک فرد يا يک شيء در بين ساير افراد و اشياء براي آنان سخت است.

4. افت تحصيلي: طبيعي نبودن ديد در کودکان مبتلا به تنبلي‌ چشم، اغلب، به افت تحصيلي اين کودکان منجر خواهد شد، ضمناً سرعت خواندن مطالب نيز در اين کودکان کاهش مي‌يابد که اين ضعف در پيشرفت تحصيلي کودکان تأثير منفي خواهد داشت.

5. فردي که دچار تنبلي‌ چشم است، نسبت به افراد سالم، بيشتر در معرض خطر نابينا شدن قرار دارد، چون اگر يک چشم، کارکرد خود را (در اثر ساير بيماري‌ها، ضربه، عفونت و …) از دست بدهد، فرد در معرض خطر نابينايي قرار مي‌گيرد.

بنابراين، با توجه به آنچه ذکر شد، بيماري تنبلي‌ چشم کودکتان را جدي بگيريد. مراحل درماني کودک را تحت نظر متخصص طي کنيد و طبق دستورات وي عمل نماييد. ضمناً، فراموش نکنيد که هميشه پيشگيري بهتر و مؤثرتر از درمان است.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

تاثیرات طلاق بر کودکان

طلاق والدین یکی از مسایلی است که تأثیر آن بیشتر از هر فرد دیگری بر روی کودکان و نوجوانان است. به عقیده روانشناسان کودک و نوجوان ، در حالتی که والدین کودک به هر دليل تصمیم به جدایی می گیرند از روش‌های كاهش تاثیرات مخرب آن بر كودكان آن است كه فرزندان را در جریان قرار داده و در برابر كشمكش‌ها از آن‌ها حمايت كنيد.

امروزه جدایی و طلاق حتی با وجود فرزندان نیز صورت می گیرد و ممکن است زن و شوهر بدون کوچک‌ترین توجهی نسبت به فرزندان خود تصمیم به طلاق بگیرند . این اتفاق شوک روانی زیادی را به کودک وارد می‌سازد . نبود پدر یا مادر در کنار کودک خلأ عاطفی زیادی را برای کودک ایجاد می‌کند. کودکان هر سنی که داشته باشند به هنگام جدایی پدر و مادر از یکدیگر ، نمی توانند عصبانیت و خشم خود را پنهان کنند. در این میان والدینی که قصد طلاق و جدایی را‌ دارند بایستی علاوه بر مواجه با مشکلات روحی و روانی ناشی از طلاق خود ، به کودکان نیز کمک کنند تا بتوانند این شرایط را بهتر درک و سپری کنند.
راه‌حل‌هایی برای کم شدن استرس کودکان در ‌زمان طلاق والدین :
1. هیچ‌گاه جزئیات ماجرا را برای کودکان شرح ندهید:
چه کودکی کم سن و سال داشته باشید و چه نوجوان ، نیازی به شرح تمام موضوع و بازگویی مفصل داستان طلاق برایشان کار صحیحی نیست . کودکان باید بنا به سن و سالی که دارند در جریان توضیح مختصری از این جدایی قرار گیرند. مثلا گفتن جمله "من و بابا دیگر همدیگر را دوست نداریم و نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم" گزینه خوبی است.
بهتر است كه این صحبت‌ها در شرایط مطلوب و با حضور پدر و مادر و ‌با حفظ آرامش به اطلاع فرزندان برسد. گریه و زاری در چنین زمانی منطقی به نظر نمی‌رسد و بایستی به صورت کاملاً آرام با کودک در میان گذاشته شود.
2. نزد کودکان خود را خوب و حق دار نشان ندهید.
مهم‌ترین کار در این زمان این است که کودکان را وارد دعوا و کشمکش خود نکنید . با وجود کینه و خشمی که در دلتان است یکدیگر را نزد او خراب نکنید این کار باعث ایجاد لطمات عاطفی زیادی برای کودکان می‌گردد ، زیرا‌ که کودک نهمشاور است و نه محرم اسرار ، پس او را در جریان طلاق دچار عذاب احساسی نکنید .

نحو برخورد با کودکان بعد از طلاق:

کودکان در صورت جدا شدن والدین، معمولاً خودشان را مقصر می‌دانند و با خود می‌گویند: "احتمالاً من کاری کرده‌ام" ، "به‌خاطر لیوانی که دیروز شکاندم" ، "چون درسم را نخواندم" و...؛ بیشتر این تفکرات به دلیل اطلاع نداشتن از علت واقعی جدایی والدین است و به همین دلیل دچار احساس ناراحتی یا خشم می‌شوند. ممکن است کودک از رهاشدن توسط پدر و مادری که از او نگهداری می‌کند ترس داشته باشد. داشتن امنیت برای کودکان زیر12 سال بسیار مهم است. آنها با خود می‌گویند: "زمانی که پدر و مادرم از هم جدا شدند، تکلیف من چه می‌شود؟" این وظیفه والدین است که در این زمینه تلاش کرده و احساس امنیت را برای کودک فراهم کنند.
به هر حال جدایی یک‌سری مشکلات را ایجاد می‌کند و بارزترین آن خشم و کینه گرفتن هر دو والد نسبت به یکدیگر است؛ چراکه معتقدند طرف دیگر در این جدایی مقصر بوده و این مسئله را در رفتارها و واکنش‌هایشان جلوی فرزند خود نشان می‌دهند. والدین هنگام تحویل گرفتن فرزند رفتار سرزنش‌آمیز نسبت به یکدیگر نداشته باشند
بعد از جدا شدن والدین، بسته به اینکه حضانت فرزند با چه کسی باشد، یک روز در هفته ممکن است پدر فرزند را ملاقات کند یا برعکس. در این شرایط والدین سعی کنند هنگام تحویل گرفتن یا تحویل دادن فرزند، به دلیل خشمی ‌که از یکدیگر دارند رفتار سرزنش‌آمیز یا دشنام‌هایشان را در حضور کودک بروز ندهند؛ چراکه به هر حال فرد غایب هنوز والد فرزند است و کماکان فرزند با او در ارتباط است و زمان‌هایی را با او می‌گذراند.
والدین با بدگویی از هم در نگاه کودک نسبت به خود تأثیر می‌گذارند
این مسئله از این جهت اهمیت دارد که وقتی والدین نسبت به یکدیگر بدگویی کنند و دشنام دهند، در نگاه کودکنسبت به خود تأثیر می‌گذارند و به این صورت ممکن است کودک به خود بگوید: "چون بابا از مامان بدش می‌آید یا بالعکس، حتماً از من هم بدش می‌آید."
فرزندانتان را پیغام‌رسان بین خود نکنید
فرزند را پیغام‌رسان بین خود نکنید؛ چرا که در این موقعیت‌ها بیشتر والدین به دلیل کینه ای که از هم دارند، معمولاً با یکدیگر صحبت نمی‌کنند و به جای آن از کودک خود استفاده می‌کنند.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاورهحضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

نقش بازی در تربیت کودکان

تعریف بازی و تربیت:

بازی : انگیزه ای درونی است که از روان کودک تاثیر می گیرد و نیز برآن تأثیر می گذارد.

تربیت : عبارتست از پرورش مهارت های مختلف زندگی درکودکان و بر سه عامل: حواس، تخیل و شخصیت فرد اثر می گذارد.

بازی یکی از مهم‌ترین عوامل در تربیت اخلاقی کودک است. بازی مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازی های مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

فواید بازی

ـ بازی می تواند نقش بسیار مثبتی در رشد روانی، هیجانی و بهزیستی کودک داشته باشد. به طور مثال کنجکاوی شدید کودک می تواند از طریق بازی ارضا شود و فرصتی مناسب به او بدهد تا هوش خود را تقویت نماید و موجب رشد و شکوفایی شخصیت کودک گردد.

ـ بازی نقش آموزشی دارد و می تواند به کودک کمک کند تا موفق شود کارهایی که در شرایط عادی برای او لذت بخش نیست از طریق بازی بیاموزد.

ـ بازی به کودک فرصت می دهد که پس از خستگی های بدنی و روانی که بزرگسالان او را وادار به یادگیری می کنند، دوباره به رهایی و آرامش درونی دست یابد.

ـ بازی اراده کودک را تقویت و او را وادار می کند که بازی را مظفرانه به پایان برساند و در نیل به هدف خود پایداری کند.

ـ بازی هوش، فکر، عزم و استعدادهای مختلف را در کودک پرورش می دهد و باعث نشاط روح او خواهد شد.

ـ یکی از ویژگی های بازی، زنده نگاه داشتن و شاداب کردن روحیه است. چرا که بازی عبارت است از فعالیتی شادمانه، شور و شوق بازی، خودانگیختگی، شادابی و وجدی که غالبا از آن عاید می شود، تأثیرات بسیار مثبت در سلامت فکری کودکان دارد.

مهم است بدانیم این یک روند است که باید طی شود بطوري که تا هفت سالگي بازي کار کودک محسوب مي شود. اگر فرزند در سنین کودکی خوب بازی نکند نمی تواند خوب تعلیم ببیند.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام نیز دستور است که فرزندتان را 7 سال رها کنید تا بازی کند . این دستور نشانگر تاثیر بازی در تربیت کودک است بعد می فرماید در 7 سال دوم او را تعلیم دهید و ادب به او بیاموزید و باید فرمانبردار باشد و در 7 سال سوم اینکه می فرماید فرزندتان را رها کنید تا بازی کند منظور این نیست که اصلا به او کار نداشته باشید و او را تربیت نکنید بلکه منظور اینست که خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود زیرا کودک در این سن حرف شنوی چندانی ندارد و نمی توان با امر و نهی او را تربیت کرد .

از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد بنابراين محروم کردن کودک ازاين نياز طبيعي موجب خسارت هاي روحي و رواني است که جبران آن غيرممکن يامشکل است.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

آیا ترس كودك با تكرار ترس، ميريزد؟

‎خيلي از ما عقيده داريم با در قرار دادن كودك در رابطه با ترس، باعث ريختن ترس كودك مي شويم. اما انچه در حقيقت مي ريزد، اعتماد كودك به ماست. كودك بي پناه، تنها ما را خداي خود ميشناسد. ما قرار است دنياي امني براي فرزندمان مهيا كنيم

‎اشتباه ديگر، نفي احساس كودك است. جملاتي نظيره: اين كه ترس نداره، نترس هيچي نيست، قول ميدم هيشكي زير تختت نيست، لوس بازي در نيار، بايد شجاع باشي، بزرگ شدي نبايد بترسي... تنها به كودك اين پيام را ميدهد هيچ كسي احساسات او رو نميفهمد و يا او اشتباه احساس ميكند، بنابراين اضطراب به ترس اضافه مي شود.

‎چرا كودكان مي ترسند؟

‎كودكان با سه ترس طبيعي به دنيا مي ايند:


‎١. ترس از هر پديده جديد و تازه، كه ميتوان در برخي از نوزادان و كودكان ان را مشاهده كرد.

‎٢. ترس از صداي بلند كه باعث وحشت در كودكان و نوزادان ميشود.

‎٣.ترس از خالي شدن ناگهاني زير پا و به دنبال ان احتمالا ترس از بلندي

‎انسان بين ٢ تا ٥ سالگي ترس از حيوانات كوچك و تاريكي را تجربه ميكند.

‎٦ تا ٩ سالگي ترس از حوادث طبيعي مثل طوفان رعد و برق و حتي باران و برف

‎٩ تا ١٢ سالگي ترس از بيماري و مرگ

‎١٣ تا ١٦ سالگي قضاوت و نظر مردم براي نوجوان اهميت ويژگي را پيدا ميكند.

‎به طور كلي كودكان و نوجوانان انساني در مسير تكامل خود اين ترسها را تجربه ميكنند.
‎كه شدت و ضعف ان در كودكان متفاوت است.

‎كودكان تا هفت سال بسيار تخيلاتي هستند و فرق بين تخيل و واقعيت را نميدانند. بنابراين ديدن كارتون يا شنيدن داستان ميتواند باعث ترس در كودكان شود.

‎بازي هاي كامپيوتري دليل ترس و كابوس در كودكان است.

‎ترساندن يا تهديد كودك از خدا، جهنم، پليس، لولو و غيره تاثيير بدي در كودك دارد.

‎كودكاني كه بيشتر از بقيه كودكان مي ترسند ميتوانند زمينه ارثي وسواس يا اضطراب را داشته باشند.

‎با ترس كودكان چه كنيم:

‎اولين قدم تاييد ترس كودك است. "مي دونم مي ترسي" اين جمله مهر تاييد بر احساس كودك است. هرگز احساس كودك را نفي نكنيد.

‎قدم بعدي صحبت با كودك است. بگذاريد در مورد ترسش با شما صحبت كند. از او بخواهيد ايا ميخواهد با ترسش كنار شما روبرو شود؟ بپرسيد چه كمكي مي توانيد انجام دهيد؟

‎به كودك اطمينان دهيد شما مراقبش هستيد. با هم در را قفل كنيد. با هم زير تخت را چك كنيد. چراغ اتاق خواب و راهرو را روشن بگذاريد. میتوانید از یک مشاور تلفنی نیز استفاده کنید و مشاوره تخصصی روانشناسی دریافت کنید .

‎اگر از تنها خوابيدن ميترسد، مدتي را كنار تختش بخوابيد بدون انكه دستش را بگيريد.

‎كودك را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نياوريد.

‎در صورتي كه ادامه پيدا كند ، با متخصص و مشارو مشورت كنيد


اگر فرزندتان تکالیفش را به درستی انجام نمی دهد..

هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در راه انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از چند توصیه و مشاوره كه مي بايست والدين در اين مورد بدانند:

۱- عدم انجام تکلیف مدرسه را شخصی نگیرید
وقتی کودکان تکالیفشان را انجام نمی دهند برخی والدین آن را شخصی تلقی کرده و به شدت عصبانی و ناراحت می شوند،در حالی که اصلا چنین نیست .کودک مایل نیست این کار را بکند و برای آن دلایل مختلفی دارد نه این که از شما خوشش نمی آید یا با شما لج بازی می کند؛
لجبازی حاصل کشمکش های زیاد و طولانی والدین در اثر شیوه تربیتی نادرست و در تعامل والدین با کودک بوجود می آید.بنابراین والدینی که معتقد به لجبازی فرزندشان هستند به سابقه ارتباط خود با فرزندتان حتی قبل از سنین مدرسه نگاه کنند.

۲-مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید

مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایه‌های ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام اتکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.ایجاد کرد. از مشاوره تلفنی نیز میتوان جهت بهبود روند انجام تکالیف مشاوره روانشناسی در یافت کرد .

صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچه‌های کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایه‌های بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافی‌های ذهنی مشغول می‌شود.

۳-به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید

اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما می‌تواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض می‌کند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم می‌پردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک می‌کند..والیدن می توانند از مشاور روانشناس کودک آموزش بگیرند .


۴-کودک را تشویق زبانی کنید.


نمی توان کودک را وادار به انجام تکالیف مدرسه کرد اما از آن جایی که نوشتن تکالیف ضروری است والدین با آگاهی و صبر کردن می توانند این را از کودک خود بخواهند.آنها می توانند با تمجیدهای کلامی به او برای انجام این کار انگیزه کافی بدهند.
چقدر کلمات را خوب روی خط نوشتی
-حالا دیگه می تونی حروف را به اندزه مناسبش بنویسی، آفرین.
-خوشحال می شم می بینم که تکلیفتو مرتب و تمیز می نویسی.


۵- به کودک امکان انتخاب بدهید


بهتر است کودک بداند بعد از آمدن از مدرسه چه بکند . اگر مایل است اول تلویزیون ببینید و بعد به تکالیف خود بپردازد این را تعیین کنید و با هم به توافق برسید یا این که بهتر است بداند که از او انتظار داريد بعد از یک چرت کوتاه باید شروع به انجام تکالیفش کند. سعی کنید انجام اولین تکلیف مدرسه را برای یک کودک کلاس اولی به یک خاطره خوب و جذاب و با نشاط تبدیل کنید
وقتی به بچه ها امکان انتخاب داده می شود، بهتر عمل می کنند ، چرا که احساس می کنندکنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. بهتر است انتخاب های محدود به فرزند خود پیشنهاد کنید. او در معرض انتخاب بین انجام و عدم انجام تکلیف مدرسه نیست ولی می تواند در مورد زمان آن دست به انتخاب بزند:
اول بازی بعد تکلیف مدرسه
یا تکلیف مدرسه بعد خوردن خوراکی و تماشای تلویزیون. به تدریج کودک می فهمد هدف انجام کار است نه اين كه كاري به زور بر او تحميل شود.میتوانید با کمک روانشناس کودک نیز بهره وری هوشی کودک خود را بالا ببرید .

دین اسلام برای حسن رابطه بین زن و شوهر، بقاء و استحکام بنیاد خانواده و برای جلوگیری از اختلافات خانوادگی و وقوع طلاق نیز بهترین وسیله را رعایت ارزشهای اخلاقی می داند و در این باره توصیه های فراوانی دارد . اسلام ازدواج را پیمانی مقدس می داند که در بین یک زن و مرد، به اعتبار اینکه دو انسان هستند بسته می شود و مهمترین هدفش تأمین نیازهای انسانی و آرامش و سکون و انس زن و مرد با یکدیگر است و حتی لذّت جوییهای مشروع جنسی و اشباع غریزه و تولید و پرورش فرزندان را نیز در راه تأمین هدف عالی انسانی محسوب می دارد.


قرآن در این باره می گوید:و از نشانه های خداست که برای شما از جنس خودتان همسرانی بیافرید تا بسوی آنان آرامش بیابید، و در میان شما محبت و دلسوزی قرار داد، همانا که در این موضوع برای اندیشمندان نشانه هایی است. (روم آیه 21).


در آیه مذکور انس و آرامش خانوادگی به عنوان ثمره ازدواج معرفی شده است و این موضوع بسی برتر از امکان اشباع مشروع غریزه جنسی است. در پیمان زناشویی زن و مرد با تمام وجود به سوی همدیگر جذب شده، متحد و یک دل می گردند و در تمام ابعاد زندگی در خدمت یکدیگر قرار می گیرند و مأنوس و هم فکر و هم راز و یک هدف می شوند.
در آیه یاد شده زندگی خانوادگی بر دو پایه نیرومند مودّت و رحمت استوار گشته است. یکی از پایه های ازدواج مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است، یعنی خوبیها و نقاط مثبت یکدیگر را مورد توجه قرار می دهند و از صمیم قلب همدیگر را دوست می دارند. هر یک از آنان، دیگری را نعمتی ارزشمند از جانب خدا و وسیله انس و الفت و آرامش و دلگرمی و شریک در زندگی می شمارد و از این نعمت بزرگ قدر دانی و سپاسگذاری می کند.



پایه دیگر ازدواج که در آیه بدان اشاره شده، رحمت یعنی مهربانی و دلسوزی است. هرگاه یکی از زوجین با نقصان و ضعف و نیازی در همسرش مواجه شد با دیده ترحم و دلسوزی به آن می نگرد و فکر می کند که او یک انسان است و انسان بی نقص نیست، چنانکه خودش نیز بی عیب نیست. لذا دلش به حال او می سوزد و سعی می کند با نرمی و مدارا و از روی مهربانی و دلسوزی نقص او را در صورت امکان برطرف سازد، و در غیر این صورت او را با همان حال می پذیرد و نقصانش را نادیده می گیرد و به زندگی ادامه می دهد. لازمه رحمت و دلسوزی این است که همچنانکه زن و شوهر خیر و صلاح خود را می خواهد در همه حال خواستها و تمایلات همسرش را نیز منظور بدارد و هرچه را برای خود می خواهد برای او نیز بخواهد و همواره به فکر تأمین سعادت، آسایش و آرامش او نیز باشد.


قرآن در این باره تعبیر بسیار جالبی دارد و زن و شوهر را چنین توصیف می کند:زنان برای شما لباس هستند و شما نیز برای آنان لباس هستید. (بقره آیه 187).
لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص، خوبیها و بدیها و زیباییها و زشتیها در بر می گیرد، از سرما و گرما و خطرها حفظ می کند، بر زیباییهایش می افزاید و عیوبش را می پوشاند. لباس نزدیکترین اشیاء نسبت به انسان است و از جمله نیازهای اولیه به شمار می رود. زن و شوهر نیز نسبت به یکدیگر باید همانند لباس باشند و همدیگر را با همه نواقص و کمالات بپذیرند، حافظ و نگهبان و آرامش بخش یکدیگر باشند، بر زیباییهای هم بیافزایند، عیوب هم را بپوشانند و راز نگهدار و محرم اسرار همدیگر باشند.


اسلام در مورد روابط بین زن و شوهر و زندگی خانوادگی این گونه می اندیشد و آن را بر چنین پایه هایی استوار ساخته است. تشکیل چنین خانواده هایی در خور انسان است و سعادت جسمانی و نفسانی، دنیوی و اخروی او را تأمین می کند. اگر بنیاد خانواده ها بر پایه های ایمان و محبت و دلسوزی استوار گشت، کانون خانواده را گرم و با صفا می سازد و از کشمکشها و اختلافات و طلاق و فروپاشی جلوگیری می کند.
امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود می فرمایند:اما حق کسی که به جهت ازدواج رعیت تـو حساب می شـود؛ بر تو آنست که بدانی؛ خداوند متعال قرار داده است اورا تسکین دهنده و آرامش بخشنده و نگهدارنده و مونس برای تو؛ پس بر هردو نفر شما واجب است که قدر این مصاحبت را بدانید و از خداوند متعال به خاطر این نعمت تشکر نمائید ؛ زیرا که ایـن نعمت از ناحیـه اوست و واجب است که با نعمت خداوند بدیده تکریم و احترام نگاه شـود و با مهربانی و لطف و خوشروئی با آن برخورد نمائید .

سرایت اخلاق خوش

اخلاق خوش، سرایت کننده است، همان گونه که اخلاق بد سرایت می کند. اگر با لبخند و نشاط با همسرتان روبه رو شوید، آثار خوبی بر جای می گذارد که کمترین آن، تعادل روحی و روانی است.

انسان خواه ناخواه تحت تأثیر عواطف است. هرچند خشن و سخت گیر باشیم، باز هم در برابر محبت ها و گذشت ها شرمنده ایم و تسلیم خواهیم شد.

شما با اخلاق خوش می توانید در برابر طوفانی از قهر و غضب و خشم بایستید و آن را رام کنید. این امر زمانی به دست می آید که خوددار باشید، از کوره به در نروید. یک انسان فهیم در پی آن است که به جای شکوه و شکایت، راهی پیدا کند که به افکار همسرش نزدیک شود، طبیعت او را بفهمد و با نرم خویی، در او نفوذ کند و تغییرش دهد.

پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) نزدیک ترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند:نزدیک ترین شما به مقام و جایگاه من در روز رستاخیز... همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند
+ |
نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 12 مهر 1396
تبلیغات متنی
خريد بک لینک انبوه
سایت صیغه موقت